آمیتیس بانوآمیتیس بانو، تا این لحظه: 14 سال و 5 ماه و 1 روز سن داره

آمیتیس گل سرخ مامان و بابا

8.37 سال تمام!

1391/11/8 16:34
نویسنده : مامان آرام
220 بازدید
اشتراک گذاری

همین موقعها بود ... 8 سال پیش رو میگم ... من از آرایشگاه اومدم و خونه مون پر بود - پرپر که نه! همون تعداد مهمونی که بودن!- از خانواده ی ما مامان و بابا و آرش و افشین و سیما و اشکان بودن مریم و غزاله هم اومدن ... از خانواده ی بابا مرتضی عمه زینب بود و خانواده ش ... مامانبزرگه بود و مامان مامان بزرگه... دو تا عمو بزرگات بودن با خانوادشون و مرضیه و مسعود ...

هیچکدوم فکر نمیکردن همچین سفره عقدی بندازیم - دست مریم درد نکنه:) - ... آخه قرار نبود تو خونه مراسم داشته باشیم ... گفته بودن بریم محضر ... همون محضری که مرضیه اینا عقد کرده بودن!!! حالا نمیدونم چرا اونجا؟ یعنی میخواستن بگن مرضی اینا خیلی خوشبختن و ما باید بریم اونجا تا خوشبخت شیم! خلاصه که مامان گفت بیوه که شوهر نمیدم! نمیذارم برید محضر ... از اولشم خوشش نمیومد ... خلاصه شب قبلش تصمیم گرفتیم و همه چیز یهویی شد ... لباس عروس گرفتیم ... مریم اومد سفره عقد انداخت ... ولی انقدر برادرای بابات بی معرفت بودن که یه کمک کوچولو هم نکردن و بابات حتی موهاشم کوتاه نکردن ... مسعود هم رفت عاقد رو آورد ... جالبتر از همه اینکه عاقد اونی نبود که مرضی اینا رو عقد کرده بود:)) تا میخواست بیاد تو مامانبزرگه رفت یه شال آورد انداخت رو شونه هام و کلا عکسام خراب شد! ولی با همه ی این احوالات بهترین روز و شب زندگیم بود ... حالا بعد از 8 سال تو هم بهمون اضافه شدی و خوشبختیمون تکمیل تکمیل ه:* حتی با اینکه اون عاقده عقدمون نکرد:)) خدایا شکرت بخاطر همه ی داده ها و نداده هات:*

 

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (9)

tahmin
8 بهمن 91 15:07
موبارکه عزیزم



مرسی عزیزم
مامی روژان
8 بهمن 91 15:54
ایشاالله تا اخر عمر خوشحال وسلامت با وجود گل نازتون خوشبخت زندگی کنید

مرسی شما هم همینطور
مامان آیه
8 بهمن 91 22:55
وای چه عکسای قشنگی.........
پای تپلش منو کشته.....
امیدوارم سالیان زیادیرو با خوبی و خوشی در کنار هم بگذرونیدددددددددد


مرسی عزیزم
فرناز
9 بهمن 91 0:27
وای خدا .پاهای ناز دخملمو ببین

مبارک باشه آرام جون ...وای عروسیت بهمن بوده ...من دوتا عروسی رفتم زمستون توو بهمن اونم یه جای سردسیر ولی خیییییییلی خوش گذشت یاد اون موقع افتادم مرسی بهمن عروسی کردی

خوشبختیتون مستـــــــــــــــــدام

مرسی فرناز جون در حقیقت من عروسی نداشتم ... بهمن 83 عقد کردیم و اسفند 84 رفتیم خونمون
زهرا
9 بهمن 91 0:43
امیدوارم 80 سالگی خوشبختیتون رو جشن بگیرین آرام جون !

تبریک میگم !


مرسی زهرا جون
گیلاسی
9 بهمن 91 10:10
ایشاله به پای هم پیرزن پیرمرد شین مبارکا باشه

اون عزیز خاله رو هم از طرف من بچلوووووووون


مرسی خاله گیلی تو هم سام رو لهش کن با ماچ گربه ی ملوس رو
بهار گل
9 بهمن 91 22:50
ارام جون..خوشبخت باشی همیشه...چه عکسهای قشنگی...من خیلی خوشم اومد..برات بهترین ارزوها رو دارم..


مرسی دوستم
م(خط خطی خوانا)
13 بهمن 91 21:31
خب خدا روشکر
این دوتا عکس خیلی قشنگن


مرسی
صبا
20 فروردین 92 18:33
عشقتوووووووووووووووون جاویددددددددددددد ♥


مرسی بوسسسسسسسسسسسسسسس